بعد از تو آب، معني درياشدن نداشت
( بعد از تو آب، معني درياشدن نداشت))
گُم بود در خجالت و پيداشدن نداشت
بي بوي رويت اي مهِ يكتاي هاشمي
(( شب مانده بود و جرأتِ فرداشدن نداشت))
هر كس كه آب داد به دستان تشنگان
بي إذن تو اجازه ي سقّا شدن نداشت
در بينِ نوكرانِ به اربابمان كسي
غير از شما لياقت آقا شدن نداشت
با بودنَت ميانِ سپاهِ حسينيان
اربابِ ما تفكّر تنها شدن نداشت
كرب و بلا ، اگر كه علمداريَت نبود
در چشم زينب اين همه زيبا شدن نداشت
جانبازي و رشادت و عشقت اگر نبود
امُّ البنين ، تصوّر زهرا شدن نداشت
پرونده ي ارادتِ اين شيعه ي (اسير)
بي لطف تو، شرايط امضاشدن نداشت
شاعر: حميد رمي
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:23 توسط غلام قمر العشیره
|
به وبلاگ قهرمان علقمی خوش آمدید.